بهارجووونم بهارجووونم ، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 8 روز سن داره
نگار جووونمنگار جووونم، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 25 روز سن داره
یاسمین جونمیاسمین جونم، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

بهار زندگی من

4040

خواهرانه

  به غیر از مادر خواهر یکی از عزیز ترین موجوداتیه که میتونه کنارت باشه ...عاشقانه هاتونو میپرستم ...
8 ارديبهشت 1394

بهار مو فرفری

امان از موی فر..... بچم دلش میخواد موهاش بلند بشه و موهاشو ببافه ...ولی خب موهاش فره ..رفتم داروخونه واسش سرم مو گرفتم .حالا خوشحال و خندان روزی سه بار بهار میره حموم!!! تا سرم بزنه و موهاش صاف بشه ...و بتونه موهاشو تو پیشونیش بریزه . چنان ذوقی هم میکنه که موهاش صاف شده که نگوووووووووو   ...
8 ارديبهشت 1394

بهار و نگار در عید نوروز

سلاممم ممممم دوست جونیا   شرمنده بابت تاخیرمون خب عیدد امسال که خدا رو شکر خیلی خوووب بود .توی یزد که هوا چناتن گرم شده که بچه ها با استین کوتاه و شلوارک میرن بیرون ...تا چند روز قبل چنان هوا سرد بود که کابشن میبوشیدن اما یهوویی هوا گرم شد که حد نداره ... عید امسال بلاخره بعد از مدتها رفتیم مشهد ...آی که چه خوش گذشت و عالی بود ....خدا رو شکر هوای مشهد عالی بود و تونستیم دلی از عزا بیرون بیاریم و خوش بگزرونیم . و اما از نگار که بنحمین ماهگردشو کنار حرم اما رضا گرفتیم ...توی این مدت خیلی کارای تازه یاد گرفته ..اسمشو میشناسه وقتی بهش میگیم نگار سرشو بهمون میچرخونه و میخنده ...فوق العاده خوش روءه . بهارم که ...
19 فروردين 1394

بهارتون مبارکککککککککککک

خب.......کم کم داره سال نود و چهارم میرسه ...وای خدای من چه زود این عمر ما میگزره تو این سال که بهترین خاطرمونو باید به نگار اختصاص بدیم ..که الحق بهترین و شیرین ترین اتفاق امسال ما بود ... تو این سال بهار گلم بزرگتر شد و این عید سومین بهاریه که بهار من میبینه انشالهه صدمین بهار زندگیتو ببینی مادر و اما نگار عسلی خونه ی ما هم چهار ماه و نیمه شد !!!!!!!!! زمان چه زود میگزره!!! تو امسال خیلی جاها خندیدم و احساس غرور کردم خیلی خاطره های تلخ و شیرین برام به جا موند ...همونطور که امسال یه اتفاق شیرین داشتم یه اتفاق وحشتناکم داشتم .....ولی به لطف خدای مهربونم ختم به خیر شد و و اون اتفاق فقط یه کابوس لعنتی بود ..حتی ...
28 اسفند 1393