یه روزِ بد
الهس بمیرم برات عشق مادر.گل یاس من ....انقده امروز روز بدی بود
طبق معمول که لباس باباییو اتو کردم تو هی اومدی پیش اتو و خنده خنده میزدی و میگفتی اوفه اوفه .نمیدونستم داری منو گول میزنی ....
لباس باباییو اتو کردم و اتو رو از سیم کشیدم و روز میز گزاشتم و با هم اومدیم تو اشپزخونه ..یهو مث فشنگ رفتی ...نگو رفتی سر اتو
و اتو رو کشوندی پایین و خورده یه دستت
الهی بمیرم مادر
شانس اوردیم رو حالت اسانسوری بوده اگر نبود کل کف اتو رو دستای نازت میخورده ...وای خداااا
اولش دستت قرمز شد و سریع ارد خنک و سفیده تخم مرغ گزاشتم رو دستات .اما حالا که 2 ساعته گزتشه یه تاوللللل بزرگگگگگگ زده وای خدای من



منتظرم بابایی بیاد ببرمت بیمارستان ببینم میتونن کاری کنن تا هم. یهو عفونت نکنه و دردت نیاد و هم اینکه دور از جون ردش نمونه
.خدایا بازم خودت هوای ما رو داشته باش




طبق معمول که لباس باباییو اتو کردم تو هی اومدی پیش اتو و خنده خنده میزدی و میگفتی اوفه اوفه .نمیدونستم داری منو گول میزنی ....
لباس باباییو اتو کردم و اتو رو از سیم کشیدم و روز میز گزاشتم و با هم اومدیم تو اشپزخونه ..یهو مث فشنگ رفتی ...نگو رفتی سر اتو
شانس اوردیم رو حالت اسانسوری بوده اگر نبود کل کف اتو رو دستای نازت میخورده ...وای خداااا
اولش دستت قرمز شد و سریع ارد خنک و سفیده تخم مرغ گزاشتم رو دستات .اما حالا که 2 ساعته گزتشه یه تاوللللل بزرگگگگگگ زده وای خدای من
منتظرم بابایی بیاد ببرمت بیمارستان ببینم میتونن کاری کنن تا هم. یهو عفونت نکنه و دردت نیاد و هم اینکه دور از جون ردش نمونه


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی





یه روزِ بد
