دخترم خانم شده ....بزرگ شده
امروز احساس کردم بهار چقدر بزرگ شده
....واسه خودش خانمی شده
....حرف ادمیزاد حالیش میشه
تا چند مدت پیش وقتی چیزی رو میخواستم که کمی دورتر من بود و منم حسش نداشتم دو وجب برم اونور تر و بردارمش هی اشاره به بهار میکردم که مثلا بهار برو کنترل رو بیار ...اما هر چی قیافمو کج و کوله میکردم و خودمو هلاک میکردم که کنترل اوناهاش...... بهار انگار که تو باغ نبود خنده ی ملیحی میزد و و به اداهی من میخندید و مثل گیجا رد میشد
.....
اما.........
امروز که دوباره رگ تنبلیم گل کرده بود اشاره کردم به بهار که کتاب رو که روی زمین ولو بود رو برام بیاره و بچم در کمال تعجب رفت و آورد
........منم چنان به شعف اومدم که تا این لحظه بهار داره کارامو انجام میده
...هر چی میگم بیار میدوهه میاره ...باریک الله به دختر تربیت پذیر خودم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی





دخترم خانم شده ....بزرگ شده
